|
|
|
یاد و خاطره شهیدان سرافراز و رزمندگان غیور هشت سال دفاع مقدس گرامی باد |
| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
حقوق شهروندی 2
حقوق شهروندی 2
![]() نوشتن مطالب مربوط به حقوق شهروندی در وبلاگ به منظور آشنایی بیشتر هموطنان با حقوق اساسی شان، برداشت های مختلفی از این کار صورت گرفت که بعضی از آنها درست بود. اما بودند خوانندگان محترمی که یادآوری کرده بودند چرا از ذکر اصولی از قانون اساسی خود داری کرده ام. فکر نمی کردم توضیح این واضحات لازم بیاید که منظور از حقوق شهروندی آن دسته از قوانین و مقررات است که برای حمایت از حقوق اولیه مردم در برابر قدرتمندان و حکومت گران است. اساسا" فلسفه تصویب اصولی در قانون اساسی در تصریح بخشی از مهمترین حقوق مربوط به آزادی های فردی و اجتماعی و اختصاص فصل سوم آن به "حقوق ملت" همین است. و پر واضح است که بسیاری از اصول قانون اساسی مربوط به اختیارات و اقتدارهای قوا و نهادهای حکومت است و ذکر آنها ربطی به حقوق شهروندی ملت ندارد.
از سوی دیگر شهروندان دارای حقوق اساسی دیگری به غیر از حقوق سیاسی و مدنی هستند(مانند حق آموزش رایگان و حق داشتن بهداشت و . . .) که ضمن مهم بودن،به دلیل جلوگیری از اطاله مطلب و نیز احساس اولویت برای قوانینی که به "نفس کشیدن آزاد" شهروندان مربوط می شود، از درج آنها در این سلسله بحثها خودداری کرده ام.
|+| نوشته شده توسط حسین رفعتی در چهارشنبه 6 آبان1388 و ساعت 19:5 |
حقوق اساسی شهروندان در قوانین ایران(1)
حقوق اساسی شهروندان در قوانین ایران(۱)
![]() خوشبختانه در قانون اساسی و قوانین عادی جمهوری اسلامی ایران اصول و مواد بسیار مترقی وجود دارد که بسیاری از آنها با پیشرفته ترین قوانین دنیا قابل مقایسه است. البته مشکل اصلی و اساسی و تاریخی در ایران عدم پایبندی به قانون است و نه کمبود قانون خوب! اما به هر حال مقدمه ایجاد یک جامعه قانونمند با مردم و حاکمان قانونمدار وجود قانون پیشرفته و خوب است. در درجه بعدی آگاهی و آموزش مفاد قانون و ضرورت وجود قانون است. و در مرحله بعد تلاش برای مقید کردن و پایبند کردن همگان
(حکومت و مردم) به قانون و متعهد شدن و پایبند شدن جامعه به مقررات و قوانین است. این روندی است که طی ۴۰۰سال گذشته در اروپا ، ۲۰۰سال گذشته در آمریکا و ۱۰۰سال گذشته در ایران در حال طی شدن است. پروسه ای که در دنیای غرب در مرحله کامل تر و پیشرفته تر و در ایران در حال تکامل است. در غرب زمان بیشتری طی شده و تا حدود زیادی "جامعه مدنی" شکل گرفته است و لی در ایران هنوز دوران کودکی را میگذراند و البته موانع بسیار زیادی در راه تشکیل "جامعه مدنی" وجود دارد . سنت هنوز در جامعه ایرانی بسیار قوی و در برابر تغییرات به شدت مقاومت میکند. هرچند به نظر میرسد جامعه ایرانی در حال یک پوست اندازی و گذار بزرگ قرار دارد که نخبگان باید مراقب گذر از این مرحله حساس باشند تا جامعه ما با کمترین آسیب و هزینه به سوی دوران جدید قدم گذارد. به گونه ای که در تحولات اجتماعی آینده خوبیهای "سنت" قربانی و فراموش و تضعیف نشود.
به هر صورت تلاش من در این سلسله مطالب ارایه متون صریح ودقیق قوانین برای شهروندان است تا سهمی در این آگاهی بخشی به جامعه و هشدار و تذکر به مسئولان برای رعایت قانون ـ که میثاق آنان با مردم است ـ داشته باشم:
اصل سوم قانون اساسی :
دولت جمهوری اسلامی موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد:
۱- ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی براساس ایمان و تقوی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی.
۲- بالا بردن سطح آگاهی های عمومی در همه زمینه ها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه های عمومی و رسانه های دیگر.
. . .
۶- محو هرگونه استبداد و خودکامگی و انحصار طلبی.
۷- تامین آزادی های سیاسی و اجتماعی در حدود قانون.
۸- مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی،اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی خویش.
. . .
۱۴- تامین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون.
اصل ششم قانون اساسی:
در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکاء آراء عمومی اداره شود، از راه انتخابات: انتخاب رییس جمهور،نمایندگان مجلس شورای اسلامی،اعضای شوراها و نظایر اینها یا از راه همه پرسی در مواردی که در اصول دیگر این قانون معین می گردد.
اصل هشتم قانون اساسی :
در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر ، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای همگانی و متقابل و بر عهده مردم نسبت به یکدیگر ، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت. . . .
اصل نهم قانون اساسی:
در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیک نا پذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی به استقلال سیاسی و،فرهنگی،اقتصادی ،نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را هرچند با وضع قوانین و مقررات سلب کند. |+| نوشته شده توسط حسین رفعتی در جمعه 24 مهر1388 و ساعت 6:58 |
امام و منع دخالت نظامیان در سیاست
امام و منع دخالت نظامیان در سیاست
دستور صریح حضرت امام(ره) به مقامات کشور: از همان قدم اول جلوی ورود نظامیان به بازی های سیاسی را بگیرید
امام در وصیت نامه خویش ، هشدار می دهند که ورود نظامیان به سیاست باعث "تباهی" است و از مسوولان و مشخصاً از رهبری بعد از خودشان می خواهند که جلوی این کار را از همان قدم اول بگیرند.
عصرایران - در حالی که برخی گروه های سیاسی با انواع و اقسام توجیهات ، سعی می کنند ورود نظامیان به عرصه سیاست را مجاز و مشروع تلقی کنند ، مروری بر وصیت نامه حضرت امام خمینی(ره) حاکی از آن است که ایشان بیشترین تاکیدات را در باب منع ورود این قشر به سیاست داشته اند.تأمل در ادبیات حضرت امام (ره) در بخش مربوط به وصایای ایشان به نظامیان حاکی از آن است که ایشان نه تنها وارد شده به سیاست را برای نظامیان ممنوع کرده اند ، بلکه فراتر از آن ، تاکید داشته اند که این نیروها حتی به این مسائل نزدیک هم نشوند و خود را از بازی های سیاسی دور نگه دارند. امام(ره) همچنین در وصیت نامه خود صراحتاً "بسیج" را نیز در زمره قوای مسلح آورده و آن را نیز از ورود به سیاست منع کرده اند و جالب اینجاست کسانی که امروز با ادعای پیروی از امام(ره) بسیج را غیرنظامی و مجاز به ورود به سیاست می دانند ،حتی یک بار هم وصیت نامه بنیانگذار جمهوری اسلامی را نخوانده اند! امام در وصیت نامه خویش ، هشدار می دهند که ورود نظامیان به سیاست باعث "تباهی" است و از مسوولان و مشخصاً از رهبری بعد از خودشان می خواهند که جلوی این کار را از همان قدم اول بگیرند و به نظر نمی رسد ایشان صریح تر و قاطعانه تر از این می توانسته اند در باب منع ورود نظامیان به سیاست بنویسند و وصیت کنند. متن کامل بخش مربوط به منع مداخله نظامیان در سیاست در وصیت نامه امام خمینی(ره) چنین است: « نه تنها وصیت اكید من به قوای مسلح آن است كه همان طور كه از مقررات نظام ،عدم دخول نظامی در احزاب و گروهها و جبهه ها است به آن عمل نمایند؛ وقوای مسلح مطلقاً ، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها، در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازیهای سیاسی دور نگه دارند. در این صورت می توانند قدرت نظامی خود را حفظ و از اختلافات درون گروهی مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است كه افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند. و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است ،دولت و ملت و شورای دفاع و مجلس شورای اسلامی وظیفه شرعی و میهنی آنان است كه اگر قوای مسلح ، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد،برخلاف مصالح اسلام و كشور بخواهند عملی انجام دهند یا در احزاب واردشوند كه - بی اشكال به تباهی كشیده می شوند - و یا در بازیهای سیاسی واردشوند، از قدم اول با آن مخالفت كنند. و بر رهبر و شورای رهبری است كه باقاطعیت از این امر جلوگیری نماید تا كشور از آسیب در امان باشد.» |+| نوشته شده توسط حسین رفعتی در پنجشنبه 23 مهر1388 و ساعت 21:44 |
چه باید کرد؟
چه باید کرد؟
مدتهاست که بعضی از دوستان دلسوز و نگران توصیه می کنند که ننویس! یا کمتر بنویس و یا راجع به سیاست و حکومت و اصلاح واصلاح طلبی ننویس! این همه موضوع خوب و توپ تو این دنیای بزرگ هست که میتونی راجع به اونها بنویسی . مثلا" راجع به طبیعت و زیباییهای آن،در مورد کوه و دشت و دریا و صحرا و کوهنوردی و پیاده روی(نه راهپیمایی) بنویس. نگرانی این دوستان را درک میکنم . وقتی آنها میبینند آدمهای بزرگی که یا خالق انقلاب و نظام بودند یا در تثبیت آن نقش اساسی داشتند امروز در چه وضعی و در کجا به سر میبرند حق دارند نگران باشند.آیت الله هاشمی رفسنجانی،آیت الله منتظری، آیت الله کروبی ، محمد خاتمی،آیت الله صانعی،میرحسین موسوی،بهزاد نبوی،سعید حجاریان،همسر و فرزندان بهشتی و مطهری و رجایی و دستغیب و اشرفی اصفهانی ،شهید باکری ها ، شهید همت و . . . در چه حال و روزی هستند؟ تسخیر کنندگان سفارت آمریکا(لانه جاسوسی) و برپا کنندگان انقلاب دوم(به تعبیر امام) یعنی: دکتر محسن میردامادی، آیت الله موسوی خویینی ها،محسن صفایی فراهانی،سید مصطفی تاجزاده، مهندس بی طرف، مهندس حجتی ،دکتر داوود سلیمانی، دکتر رمضان زاده،دکتر امین زاده و . . . کجا هستند و چه روزگاری دارند؟ رفقا که اوضاع این بزرگان را می بینند از روی دلسوزی و نگرانی صادقانه توصیه میکنند از حق مسلم و قانونی خودم که در قانون اساسی جمهوری اسلامی و سایر قوانین تصریح شده است یعنی آزادی بیان استفاده نکنم.اگر بر درستی نظر آنها صحه بگذارم و به آن عمل کنم در واقع تایید کرده ام که در جمهوری اسلامی خدای ناکرده آزادی بیان و آزادی پس از بیان وجود ندارد! که من نمی خواهم اینگونه تداعی و برداشت شود.از طرفی حرف دوستان هم چندان بی دلیل و منطق هم نیست. پس چه باید کرد. دوست مطلعی میگفت تو این شهر و استان و حتی مازندران هرکس را که میگیرند راجع به تو(من) سوال می کنند! نمیدانم تو چه هیزم تری به این ها فروختی! گفتم دوست عزیز من اصلا" هیزم ندارم که تر یا خشکش را فروخته باشم! نه طرح بهره برداری از جنگل دارم ، نه مرغداری و گاوداری و شتر مرغ داری و بلدرچین داری و پرورش ماهی و نه پمپ بنزین و پیست سوارکاری و نه پرورش اسب و گل و گیاه و نه باغ میوه و نه مغازه و رستوران و . . .! تنها یک قلم دارم که اگر دوستان توصیه میکنند به تعبیر یکی از روزنامه نگاران زبل آن را قلاف کنم! چه باید کرد ؟ من که مثل آقای شاهینی زیاد اهل کوه و جنگل و دریا نیستم که راجع به خاطرات رمانتیک و جوانهای عاشق شکست خورده ،شن و ماسه گرم و نرم لب دریا ،گل و گیاه و درخت و...بنویسم. اما با توجه به بخشی از رشته تحصیلی ام(حقوق) فکر کردم برای ارتقای سطح آگاهی های حقوقی عموم جامعه فعلا" بخشهایی آموزش گونه از حقوق شهروندی را در چند قسمت ارایه دهم . البته مطمئن نیستم که قانون گریزان و قانون ستیزان از ارایه همین قوانین جمهوری اسلامی هم خوششان بیاید ولی با توکل به خدا شروع میکنم تا ببینم اسقبال و
استفاده از آن چگونه خواهد بود. لذا سعی خواهم کرد هر هفته یکی دو مطلب قانونی از حقوق شهروندی در وبلاگ بیاورم. انشاءالله |+| نوشته شده توسط حسین رفعتی در چهارشنبه 22 مهر1388 و ساعت 19:57 |
شکنجه حجاریان توسط خاتمی!!!
شکنجه حجاریان توسط خاتمی!!! محمدعلی مومنی در آی طنز نوشت: روزنامه مهرداد بذرپاش(وطن امروز) چند روز پیش خبر داد كه پس از آزادی سعید حجاریان، اصلاحطلبان با حضور در منزل او به شكنجه و آزار و اذیت وی میپردازند. شنیدههای ما ضمن تایید این خبر مهرداد، حاكی از انست كه حجاریان در هنگام آزادی گفته است: تازه دارم میروم توی زندان! و رو به مهماندارش سروده است: من از آن روز كه در بند توام آزادم. میگویند او را به زور از استخر بیرون كشیدهاند و او هر بار پس از خروج از استخر هی میگفته: یك شیرجه، فقط یك شیرجه دیگر! عبدالله نوری در بازدید سنگدلانه از حجاریان باز هم او را به فساد تشویق كرده و گفته است: سعید همچنان باید فكر بكند و ما منتظر افكار او هستیم. خاتمی خود در روزهای اول به بازداشتگاه حجاریان حمله برده و ضمن انجام گفتگو او را تحت شكنجهی شدید قرار داده است. صدای ضجههای حجاریان از خانهی او شنیده میشد كه التماس میكرد نزن، نزن. از این حرفها با من نزن. خاتمی در این نشست در نهایت قساوت دربارهی پوپر و... صحبت كرده است. حجاریان همان ابتدای كلام خاتمی از او خواسته است او را آلوده نكنند. خاتمی گفته است: بیا حالا همین یك جمله. حجاریان: نه، همینجور یك جمله، یك جمله آدم سر از منجلاب در میآورد. خاتمی: حالا یكبار كه چیزی نمیشود. حجاریان: نه خاتمی! این حرفها خانمانسوزه. تو هم بیا دست از این كارهایت بردار. اما خاتمی در فجیعترین شكنجهی موجود كه به شخص او اختصاص دارد به حجاریان لبخند زده و گویا قصد قلقلك دادن او را هم داشته است. در همین لحظه خانوادهی حجاریان متوجه شدهاند و داخل ریختهاند و داد و فریاد راه انداختهاند كه چكار میكنی بیرحم. چكار میكنی سنگدل. تو كه او را كشتی. حجاریان پس از رفتن خاتمی با خدا مناجات كرده و گفته است: خدایا من چه گناهی كردهام كه رفاه و آسایش از من سلب شده؟ روزی چند بار باید نام نظریهپردازها و متفكران این دنیای دنی را بشنوم؟ اگر این نظریهپردازها نبودند كه این جور چیزها، این وقایع پیش نمیآمد. محمدجواد لاریجانی دبیر كل كنوانسیون حقوق بشر دنیا نیز با محكوم كردن بوسهی خاتمی بر صورت حجاریان این اقدام شنیع را مصداق بارز نقض حقوق بشر و مقدمهای برای شكنجههای دیگر دانست. او گفته است: اگر جلو اینها را نگیرید پس از بوسه، او را در آغوش هم خواهند گرفت. او ... |+| نوشته شده توسط حسین رفعتی در سه شنبه 21 مهر1388 و ساعت 10:22 |
دیدار سید و سعید!
|+| نوشته شده توسط حسین رفعتی در شنبه 18 مهر1388 و ساعت 19:45 |
نامه کروبی به هاشمی
|+| نوشته شده توسط حسین رفعتی در جمعه 17 مهر1388 و ساعت 16:20 |
هفته دفاع مقدس
ایام خوش آن بود که با دوست به سر شد باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود
|+| نوشته شده توسط حسین رفعتی در پنجشنبه 2 مهر1388 و ساعت 14:25 |
هم غزه هم لبنان جانم فدای ایران!
هم غزه ،هم لبنان، جانم فدای ایران!
![]() یکی از شعارهای اصلی "سبزها" در روز قدس " نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" بود. صرف نظر از چرایی طرح این شعار و شعار های دیگر مانند :" مرگ بر روسیه" در روز قدس ـ که خود جای بحث و تحلیل مفصل دارد ـ اما نباید فراموش کنیم که حمایت از ملتهای تحت ظلم در هرکجای جهان چه مسلمان و چه غیر مسلمان صرف نظر از دلایل سیاسی احتمالی مترتب برآن یکی از انسانی ترین آرمانهای انقلاب اسلامی و امام خمینی بود.
اگر فراموش نکرده باشیم قبل از پیروزی انقلاب یکی از پایگاههای مهم حمایت از مبارزات و جنبشهای آزادیبخش ملتهای آزادیخواه در جهان " فلسطین و جنوب لبنان" بود. بسیاری از نیروهای مبارز از نقاط مختلف جهان اعم از مذهبی ها، ملی ها و کمونیستها در اردوگاههای فلسطینی در سوریه و لبنان آموزش چریکی میدیدند و برای سرنگونی حکومتهای دیکتاتور سلاح تهیه میکردند. در یک دوره طولانی فلسطینی ها تنها پناهگاه انقلابیون کشورهای تحت ستم جهان سوم بودند.
از سوی دیگر نمی توان جنایتها و نسل کشی بیشمار صهیونیستها را علیه مردم فلسطین و لبنان از یاد برد. همچنانکه جنایات غربی ها در افغانستان و عراق ، روسها در چچن، چینی ها علیه ترکمنهای چین و . . . را باید محکوم کرد. قتل عام در غزه انگار همین دیروز بود و همه وجدانهای بیدار و سازمانهای حقوق بشری در شرق و غرب عالم علیه اسراییل بسیج شدند و جنایات آن را در غزه محکوم کردند. من راجع به حمایتهای دولت ایران از مبارزان فلسطینی و انگیزه ها و دلایل سیاسی و امنیتی آن بحث نمیکنم ولی از منظر ملی و انسانی مانند همه ملل دیگر با مظلومین ابراز همدردی و علیه ظلم ،تجاوز ، جنایت و اشغالگری اعتراض میکنیم.
اما از سوی دیگر ممکن است عده ای به درستی این ضرب المثل قدیمی را به رخ بکشند که: "چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است." ولی این مانع از آن نمی شود که ضمن رعایت اولویت منافع ملی از وظایف انسانی ذکر شده غافل شویم و آنها را "نفی" کنیم. آیا به نظر شما بهتر نبود شعار "هم غزه ، هم لبنان، جانم فدای ایران" سر میدادیم؟!
اما راجع به شعارهای "مرگ بر روسیه" و "مرگ بر چین" هم که به جای شعار ۳۰ساله "مرگ بر آمریکا" و "مرگ بر اسراییل" به کار میرفت هم با توجه به همان استدلال پیشین اگر قرار است که "مرگ" نثار این و آن کشور کنیم بهتر است عدالت را رعایت کنیم ! یا اساسا" از مرگ حرف نزنیم و به قول خاتمی از زندگی حرف بزنیم چون از مرگ زیاد گفته ایم یا اینکه "مرگ" را به همه ظالمین (بدون استثنا) تقدیم کنیم: آمریکا، روسیه، انگلیس، چین، اسراییل و . . . !! چطوره دوستان!؟؟ |+| نوشته شده توسط حسین رفعتی در سه شنبه 31 شهریور1388 و ساعت 1:22 |
خطبه روز قدس حاج آقا
خطبه روز قدس حاج آقا!
شنیدم که حاج آقا نورمفیدی در خطبه های نماز جمعه روز قدس نسبت به توهین های دولتی ها و کیهانی ها به بیت شریف امام(س) و به ویژه سید حسن خمینی واکنش نشان داده است.
بالاخره خون حاج آقا هم از این وضعیت در کشور به جوش آمد و عکس العمل نشان داد. هرچند این موضع گیری خیلی دیر هنگام و نیز صرفا" به اهانت نسبت به خانواده امام خمینی محدود و مربوط میشود ولی بازهم جای شکرش باقی است.
هرچند جایگاه و شان بیت امام به خاطر خود امام و اندیشه های مترقی ایشان برای همه ماقابل احترام است و به ویژه نسبت به امام زدایی درچندسال اخیر باید حساس باشیم و نگذاریم آرمانهای مردم سالارانه ، آزادیخواهانه و استقلال طلبانه ایشان کمرنگ و فراموش شود. ولی همانگونه که در مطلب قبلی در باره مواضع آیت الله نورمفیدی اشاره کردم در چند ماه گذشته اتفاقات بسیار مهمی در کشور رخ داد که اهمیت و خطر آن از حمله و توهین به سید حسن خمینی و بیت امام کمتر نیست. البته باید به هوشیاری و حساسیت حاج آقا در این خصوص اذعان کنیم،چرا که در این بی پناهی و مظلومیت نیروهای خط امام و اصلاح طلبان مواضع ظریف اما شجاعانه سید حسن خمینی در حمایت تلویحی از سران اصلاحات ـ که نزدیکترین یاران امام بودند ـ و نیز ابراز نارضایتی از وضعیت اداره کشور و وقایع اخیر پشتوانه عظیمی برای جنبش سبز اصلاح طلبی ملت ایران است. سید حسن در انتخابات ریاست جمهوری به "میرحسین" بسیار نزدیک شد، در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری احمدی نژاد و نیز مراسم تحلیف وی در مجلس(با وجود اینکه در تهران بود)حاضر نشد ، به هنگام حضور احمدی نژاد و همکارانش در مرقد امام در هفته دولت آنجا نبود،هیچ پیام تبریک انتخاباتی نداد و وقتی علیرضا بهشتی(فرزند شهید بهشتی و مشاور ارشد مهندس موسوی) از زندان آزاد شد سراسیمه ودر سحرگاهان به دیدارش رفت . همه اینها در کنار آنچه کیهان سکوت معنادار سید حسن نسبت به وقایع پس از انتخابات نامیده است موجب خشم شدید خبرگزاری رسمی دولت احمدی نژاد و کیهانیان از سید حسن خمینی شده است. اقتدار گرایان ابتدا تصور میکردند با به بند کشیدن سران "جبهه مشارکت و" و " مجاهدین انقلاب " و اعتراف و دادگاه و . . .همه امور به کنترل در میاید و همه چیز تمام میشود ، ولی دیدند که اینگونه نشد و روز قدس هم "سبز" شد. حال آنها به این نتیجه رسیده اند که رهبران اصلی اصلاحات و به ویژه خاتمی، موسوی ،کروبی و هاشمی ـ که در نهضت و انقلاب جزو حلقه اول و اصلی یاران امام خمینی بوده اند ـ از یک نوع مصونیت و مشروعیت انقلابی و ملی برخوردارند که با قرار گرفتن در زیر چتر حمایتی بیت امام این مصونیت آهنین هم شده است.برای همین است که آنها فکر میکنند باید به ستون اصلی این خیمه(سید حسن) حمله کنند تا بتوانند خیلی راحت با شخصیتهای تراز اول اصلاحات برخورد کنند. به همین دلیل است که یاران نزدیک امام مانند "حاج آقا نور" نمیتوانند در این مرحله سکوت و حمله به بیت امام را نظاره کنند. به نظر میرسد که ورود به حریم بیت امام خط قرمز خطر ناکی است که خیلی ها در برابر آن سکوت نمیکنند،همچنانکه دوسال پیش مرحوم آیت الله توسلی (رییس دفتر امام) در جلسه مجمع تشخیص مصلحت به هنگام دفاع از بیت امام و اعتراض به توهین به سید حسن خمینی "دق" کرد و مرد! اعتراض حاج آقا نور مفیدی هم نشان از درک اهمیت این موضوع دارد.
گرچه حاج آقا اشاره کردند که گفتن این حرفها برایشان گران تمام میشود و شنیدم که "رسانه میلی" پخش این قسمت از سخنان ایشان را به "میل" خود ،سانسور کرده است.
امیدوارم همه انسانهای آزاده توفیق و شجاعت گفتن "کلمه حق" را در شرایط دشوار پیدا کنند.
عید فطر بر همه مسلمانان و انسانهای روی زمین مبارکباد! |+| نوشته شده توسط حسین رفعتی در یکشنبه 29 شهریور1388 و ساعت 13:30 |
|
درباره وبلاگ ![]() حسین رفعتی
متولد گرگان در سال 1343 . سوابق تحصیلی و علمی: -دبستان امیر کبیر -مدرسه ابوریحان بیرونی -دبیرستان ایرانشهر -دانشگاه تهران -کارشناسی علوم سیاسی -دانشگاه شهید بهشتی-کارشناسی ارشد حقوق -دانشجوی دکتری سوابق شغلی: -بنیاد شهید 61-1360 -سپاه پاسداران 78-1361 -مدیر کل امور شهری و روستایی استانداری گلستان81-1379 -مدیر کل سیاسی و انتظامی استانداری گلستان83-1381 -فرماندار گرگان84-1383 --مدرس مراکز آموزش عالی گرگان در دروس حقوق چرا زبان سبز؟ از قدیم وقتی کسی حرف تند و خطر ناکی می زد این ضرب المثل را بهش یاد آوری می کردند: "زبان سرخ سر سبز را دهد بر باد".از ظاهر امر بر می آید که حرف تند و تیز در برابر افراد قدرتمندو صاحبان زر و زور و تزویر خطرناک بود وگرنه افراد عادی که به این راحتی نمی توانستند "سر سبز "کسی را از بدن جدا کنند.اصلا سر ها که معمولا سیاه یا سفید و یا خاکستری و یا...هستند! چرا سبز؟! "سر سبز "کنایه از زندگی است.یعنی زندگی ات بر باد فناست! و از آنجا که من نمی خواهم سرم بر باد فنا برود سعی می کنم زبانم سرخ نباشد!! بلکه مطالبم در این وبلاگ نوشته های اصلاح طلبانه مبتنی بر اندیشه ای بر گرفته از "دین رحمانی" و "روش سمحه و سهله پیامبر رحمت" باشد. انشاالله. منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
آبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 پيوندها
سيد محمد خاتميسيد كاظم نورمفيدي نوروز:جبهه مشاركت سايت خبري امروز نشريه سليم نگاه نو -شيخ عبدالله شاهيني طبرستان- مياندره بارش نيوز-جوانان مشاركت گرگان ما-علي نصيبي پيداوپنهان- الهه موسوي كاسپين- م.ر.منصوريان وبلاگ نويسان گرگان هيركانيا دانشجويان تركمن نخبگان گميش تپه سكوت دل- س.س.ميرمنافي شمال نيوز كافه صفا-م.صفايي تركمن صحرا روزنامه گلشن مهر دشت- جعفر خاندوزي ابوالفضل نسايي گردشگري گلستان گنبد كاووس مجتبي جمالي بسكتبال گلستان دكتر معين آواي اترك سازمان مجاهدين مراجع تقليد دكتر محسن كديور ابتكار سبز-دكتر معصومه ابتكار محمد علي ابطحي بنياد باران ديپلماسي ايراني عباس عبدي مصطفي تاج زاده مجمع اصلاحاتيون آزادي ايران جامه دران لينك هاي فارسي تعاوني مسكن كاركنان استانداري زير نور ماه(خواجه نژاد) سيستاني ها محسن نجفي مرتضي ايزدي ایرانیان سبز قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی
امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |